<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله آب و فاضلاب</title>
    <link>https://www.wwjournal.ir/</link>
    <description>مجله آب و فاضلاب</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بهینه‌سازی استقرار اکیپ‌های سیار امداد در بحران‌های آب با بهره‌گیری از شبکه‌ عصبی (مطالعه موردی: شهرستان‌های پاکدشت، ورامین، پیشوا و قرچک)</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_239313.html</link>
      <description>بحران کم‌آبی در استان تهران و دشت ورامین، همراه با قطعی‌های مکرر آب و برق، موجب هواگیری شبکه، افزایش فشار و شکستگی خطوط شده که ضرورت مدیریت هوشمند آب در استقرار اکیپ‌های امدادی را پررنگ می‌کند. نوآوری در این پژوهش، استفاده از روش‌های مبتنی بر هوش مصنوعی برای تحلیل مکانی حوادث و شناسایی موقعیت بهینه استقرار اکیپ‌های امداد بود. تمرکز اصلی بر کاهش زمان واکنش و بهبود پوشش امدادی از طریق تعیین نقاط بهینه با بهره‌گیری از الگوریتم SOM بود. این رویکرد نوآورانه می‌تواند به توسعه نرم‌افزارهای جامع مدیریت حوادث و تصمیم‌گیری سریع‌تر در شرایط اضطراری کمک کند. محدوده مطالعاتی این طرح در چهار شهرستان ورامین، پیشوا، قرچک و پاکدشت بود. در این پژوهش، با بهره‌گیری از الگوریتم شبکه عصبی نگاشت خودسازمانده کوهونن، 16 نقطه بهینه برای استقرار اکیپ‌های سیار شناسایی شد تا با بهبود پوشش و کاهش زمان پاسخ‌گویی، سرعت رسیدگی به حوادث بحرانی افزایش یابد و خسارات ناشی از قطع آب و برق به حداقل برسد. داده‌های 3603 نقطه حادثه ثبت ‌شده در سیستم GIS با مختصات UTM زون 39 شمالی برای تحلیل و خوشه‌بندی در محیط MATLAB استفاده شد. فرایند پژوهش شامل جمع‌آوری و تصفیه داده‌های مکانی، اجرای الگوریتم SOM و تهیه نقشه خروجی در محیط GIS بود. از میان 16 نقطه بهینه، ۹ نقطه در محدوده‌های با تراکم بالای حوادث (بیش از ۸ حادثه در هر کیلومترمربع) و ۶ نقطه در نواحی با تراکم بالای مشترکین (بیش از ۱۶۶۶ مشترک در هر کیلومترمربع) قرار دارند. توزیع سایر نقاط در بازه‌های تراکم کمتر، پوشش مناطق روستایی و کم‌جمعیت را تضمین می‌کند. نتایج نشان داد الگوریتم SOM توانسته با شناسایی الگوهای مکانی حوادث و تراکم جمعیتی، مکان‌یابی اکیپ‌های امداد سیار را به‌صورت بهینه و متوازن انجام دهد. مزیت اصلی الگوریتم SOM در تحلیل دقیق داده‌های دوبعدی مکانی به همراه وزن‌دهی بهتر، حفظ ساختار توپولوژیکی و توانایی انطباق با تغییرات داده‌ها است که آن را نسبت به سایر روش‌های خوشه‌بندی و فرا ابتکاری متمایز می‌کند. یافته‌های این پژوهش نشان‌دهنده آن بود که الگوریتم SOM، راهکاری کارآمد برای مدیریت بحران‌های شهری و استقرار بهینه‌ تجهیزات امدادی است که ظرفیت توسعه با داده‌های پیچیده‌تر را به‌منظور ارتقای سامانه‌های پاسخ فوری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حذف پایدار سیانید از آب با استفاده از کاتالیست CuO/AC حاصل از ضایعات پلیمری</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_239094.html</link>
      <description>در این پژوهش برای حذف سیانید با غلظت بالا از آب، از ضایعات پلیمری برای تولید یک کاتالیست پایدار و سازگار با محیط‌زیست استفاده شد. برای حذف سیانید از آب، فرایند شبه‌فنتون ناهمگن به‌کار گرفته شد که در آن، کربن فعال حاصل از ضایعات پلیمری به‌عنوان پایه کاتالیستی استفاده شد و با اکسید مس (CuO) از طریق روش تلقیح بارگذاری شد. شناسایی کاتالیست سنتز شده با استفاده از پراش پرتوایکس انجام شد که وجود فازهای بلوری CuO و کربن فعال را تأیید کرد. همچنین، تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی گسیل میدانی و طیف‌سنجی انرژی تفکیکی توزیع یکنواخت نانو ذرات CuO با اندازه حدود ۵۰ نانومتر بر سطح متخلخل کربن را نشان داد. آنالیز BET سطح ویژه بالا (m&amp;amp;sup2;/g&amp;amp;lrm; 2174 در کربن فعال و m&amp;amp;sup2;/g 1332 در CuO/AC) و ساختار مزوحفره‌ای (میانگین قطر 2/2 نانومتر&amp;amp;lrm;) را تأیید کرد. نتایج عملکرد کاتالیست سنتز شده نشان داد که تحت شرایط بهینه فرایند (pH حدود ۱۱، دمای محیط، نسبت مولی ۳ برای H2O2 به سیانید و دوز کاتالیست ۱۵ گرم در لیتر)، کارایی حذف سیانید بالاتر از 98 درصد است. همچنین، عملکرد خوب کاتالیست در سه چرخه متوالی فرایند حذف سیانید بیانگر پایداری شیمیایی و ساختار مناسب آن برای این فرایند است. این پژوهش نشان داد که استفاده از ضایعات پلیمری برای تولید این کاتالیست، رویکردی کارآمد، پایدار و کم‌هزینه برای حذف سیانید فراهم می‌آورد که هم‌زمان به مدیریت پسماند و حفاظت زیست‌محیطی کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی انطباق و کاربرد قانون تصمیم‌گیری در پذیرش یا رد نتایج آزمون در آب آشامیدنی</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_239095.html</link>
      <description>ارزیابی انطباق نتایج آزمون کیفیت آب شرب، به‌ویژه در شرایط بحرانی تأمین آب، مستلزم به‌کارگیری رویکردهای مبتنی بر قواعد تصمیم‌گیری است که هم از سلامت مصرف‌کننده حفاظت کند و هم از رد ناعادلانه منابع آبی قابل‌قبول جلوگیری کند. در این پژوهش، ارزیابی انطباق و قواعد تصمیم‌گیری مبتنی بر عدم قطعیت اندازه‌گیری، برای پذیرش یا رد نتایج آزمون‌های نیترات، کدورت و pH در آب شرب بررسی شد. این اندازه‌ده‌ها، به‌دلیل اهمیت آن‌ها در کیفیت آب و تأثیرات مستقیم یا غیرمستقیم بر سلامت انسان انتخاب شدند. هدف اصلی این پژوهش، تعیین احتمال انطباق نتایج آزمون با الزامات مقرراتی و نمایش اهمیت عدم قطعیت اندازه‌گیری در کاهش ریسک تصمیم‌گیری نادرست، به‌ویژه در هنگام ورود منابع جدید آب به شبکه توزیع بود. اندازه‌گیری نیترات، کدورت و pH مطابق با آخرین ویرایش کتاب استاندارد متد(Standard Methods for the Examination of Water and Wastewater) انجام شد. عدم قطعیت اندازه‌گیری به‌صورت جداگانه برای هر اندازه‌‌ده برآورد شد و ارزیابی انطباق با استناد به حدود مجاز مندرج در استاندارد ملی آب شرب ایران به شماره ۱۰۵۳، انجام شد. بر اساس این داده‌ها، احتمال انطباق هر نتیجه آزمون محاسبه و به‌عنوان مبنای تصمیم‌گیری برای پذیرش یا رد به‌کار گرفته شد. نتایج نشان داد که به‌کارگیری قواعد تصمیم‌گیری مبتنی بر عدم قطعیت اندازه‌گیری می‌تواند به‌طور معناداری بر نتایج ارزیابی انطباق اندازه‌ده‌های کیفیت آب شرب تأثیر بگذارد. احتمال‌های انطباق محاسبه‌ شده به‌ترتیب برابر با ۹۵ درصد برای نیترات، ۹۰ درصد برای کدورت و ۸۵ درصد برای pH بودند که بیانگر سطوح متفاوتی از اطمینان تصمیم‌گیری برای این سه اندازه‌ده بود. این تفاوت‌ها نشان داد که برای برخی اندازه‌ده‌ها، به‌ویژه نیترات که اثر مستقیم‌ بر سلامت انسان دارد، ریسک تصمیم‌گیری نادرست بیشتر بوده و لازم است عدم قطعیت اندازه‌گیری با دقت بیشتری در اعلام انطباق لحاظ شود. یافته‌ها، همچنین نشان داد اتکای صرف به نتایج خام اندازه‌گیری، بدون در نظر گرفتن عدم قطعیت اندازه‌گیری، می‌تواند منجر به پذیرش نادرست منابع آبی ناایمن یا رد غیرموجه منابع ایمن شود. درمجموع، این پژوهش تأکید ‌کرد که پیاده‌سازی رویکرد مبتنی بر عدم قطعیت اندازه‌گیری در ارزیابی انطباق نتایج آزمون‌های آب شرب، امکان تدوین قواعد تصمیم‌گیری آگاهانه با سطوح ریسک مشخص و قابل‌قبول را فراهم می‌سازد. اتخاذ این رویکرد موجب افزایش دقت تصمیم‌گیری، کاهش مخاطرات برای سلامت مصرف‌کنندگان، جلوگیری از رد غیرضروری منابع آبی قابل‌قبول و در نهایت بهبود بهره‌وری و اجتناب از هزینه‌های غیرضروری در سامانه‌های مدیریت تأمین آب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حذف Ni(II) از نمونه‌های آبی با استفاده از نانو جاذب گرافن اکسید مغناطیسی پیوند خورده با پلیمر</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_241997.html</link>
      <description>فلزات سنگین موجود در محلول‌های آبی، ازجمله نیکل، به دلیل سمیّت بالا، پایداری زیست‌محیطی و قابلیت تجمع در زنجیره غذایی، از مهم‌ترین آلاینده‌های تهدیدکننده سلامت انسان و اکوسیستم‌ها هستند. ازاین‌رو، توسعه جاذب‌های کارآمد و مقرون‌به‌صرفه برای حذف یون‌های فلزی از محیط‌های آبی اهمیتی ویژه دارد .در این پژوهش، نانو کامپوزیت گرافن اکسید مغناطیسی اصلاح ‌شده با کوپلیمر آلیل ‌آمین- وینیل ‌ایمیدازول (Poly-g-MGO) سنتز و به‌عنوان جاذبی مؤثر برای حذف یون Ni(II) ارزیابی شد. شرایط بهینه جذب در آزمایش‌های ناپیوسته شامل pH برابر 7، زمان تماس 80 دقیقه، مقدار جاذب 25/0 گرم در لیتر، دمای 298 کلوین و غلظت اولیه 20 میلی‌گرم در لیتر تعیین شد. در شرایط بهینه، درصد حذف یون Ni(II) به 90 درصد رسید. داده‌های تعادلی بیشترین انطباق را با مدل فروندلیچ نشان دادند که بیانگر ماهیت ناهمگن و چندلایه‌ای فرایند جذب است. حداکثر ظرفیت جذب تک‌لایه بر اساس مدل لانگمیر 366/133 میلی‌گرم بر گرم محاسبه شد. کاهش ظرفیت جذب با افزایش دما از 298 تا 328 کلوین نشان‌دهنده ماهیت گرماده فرایند بود. نتایج سینتیکی نیز بیانگر نقش مؤثر نفوذ درون‌ذره‌ای در مکانیسم کنترل‌کننده جذب بودند. علاوه‌ براین، عملکرد جاذب در نمونه‌های واقعی شامل آب لوله‌کشی، آب رودخانه زاینده‌رود و پساب صنعتی اسپنت‌ کاستیک بررسی شد که کاهش قابل‌توجه درصد حذف در نمونه پساب صنعتی ناشی از رقابت یون‌های مزاحم بود. یافته‌ها نشان دادند که نانو کامپوزیت Poly-g-MGO دارای ظرفیت جذب بالا، رفتار سینتیکی مناسب و عملکرد قابل‌قبول در حذف یون Ni(II) از نمونه‌های آبی است و قابلیت بالقوه‌ای برای کاربرد در تصفیه آب و پساب‌های صنعتی آلوده به یون نیکل دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عملکرد پمپ معکوس در مدیریت فشار و نشت شبکه توزیع آب شهری با رویکرد مدل‌سازی</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_241766.html</link>
      <description>فشار یکی از پارامترهای کلیدی هیدرولیکی در شبکه‌های توزیع آب شهری است که انحراف آن از محدوده مجاز می‌تواند منجر به افزایش نشت، کاهش عمر تجهیزات و اتلاف انرژی و نارضایتی مصرف‌کنندگان شود. اگرچه استفاده از شیرهای فشارشکن به‌عنوان متداول‌ترین ابزار مدیریت فشار شناخته می‌شود، ولی این رویکرد با اتلاف قابل‌توجه انرژی همراه است؛ بنابراین، در سال‌های اخیر، استفاده از پمپ معکوس به‌عنوان جایگزین یا مکمل PRV، به‌ویژه در شبکه‌های دارای اختلاف تراز و هد مازاد، موردتوجه قرار گرفته است؛ بااین‌حال، اغلب پژوهش‌های پیشین یا صرفاً بر تولید انرژی متمرکز بودند و یا اثرات هیدرولیکی PAT را به‌صورت جامع، به‌ویژه در روش تحلیل مبتنی بر فشار بررسی نکردند. در این پژوهش، عملکرد PAT و PRV در مدیریت فشار، نشت و بازیابی انرژی در شبکه توزیع آب شهری بهارستان استان اصفهان، با استفاده از روش PDA و شبیه‌سازی دینامیکی ۲۴ ساعته ارزیابی شد. شبکه در سه سناریو بدون نصب شیر، با نصب PRV و جایگزینی PRV با PAT مدل‌سازی شد. نتایج نشان داد که نصب PRV موجب کاهش میانگین فشار شبکه از 11/51 به 91/35 متر و کاهش میانگین نشت از 65/64 به 26/44 لیتر بر ثانیه شده است. علاوه بر این، جایگزینی PRV با PAT اگرچه کاهش فشار و نشت کمتری (میانگین فشار 03/45 متر و نشت 56/59 لیتر بر ثانیه) نسبت به PRV به همراه داشت، اما امکان بازیابی انرژی معادل 28/73 کیلووات در بازه ۲۴ ساعته را فراهم کرد. به‌طورکلی، نتایج نشان داد که PRVها ازنظر کنترل فشار و کاهش نشت عملکرد مؤثرتری دارند، درحالی‌که PATها با حفظ پایداری هیدرولیکی شبکه، ظرفیت قابل‌توجهی برای بازیابی انرژی هدررفته ارائه می‌دهند. این نتایج بیانگر آن است که استفاده از PAT نه به‌عنوان جایگزین کامل، بلکه به‌عنوان یک گزینه مکمل برای PRV، می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری آگاهانه در مدیریت فشار و انرژی در شبکه‌های توزیع آب شهری باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه مقایسه‌ای کارایی نانولوله‌های کربنی و زغال زیستی در حذف رنگ کریستال ویولت از محلول آبی</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_242012.html</link>
      <description>رنگ‌های آلی مانند کریستال ویولت از آلاینده‌های پایدار و سمّی در پساب‌های صنعتی هستند که حذف آن‌ها از محیط‌زیست اهمیت زیادی دارد. در این پژوهش، عملکرد دو جاذب نانولوله‌های کربنی و زغال زیستی در حذف رنگ کریستال ویولت بررسی شد. برای شناسایی ساختار و ترکیب شیمیایی جاذب‌ها از آزمون‌های FESEM و EDS استفاده شد. میانگین اندازه ذرات برای نانولوله‌های کربنی 26/32 نانومتر و برای زغال زیستی 09/72 نانومتر با خلوص بالا به دست آمد. آزمایش‌های جذب در شرایط مختلف دوز جاذب، زمان تماس و دما انجام شد و دوز بهینه 1 گرم در لیتر و زمان تعادل 90 دقیقه تعیین شد. نتایج نشان داد با افزایش دوز جاذب، ظرفیت جذب ویژه کاهش می‌یابد که ناشی از کاهش نسبت مولکول‌های رنگ به سایت‌های فعال و تجمع ذرات است. بررسی ایزوترم‌های جذب نشان داد که مدل فروندلیچ برای نانولوله‌های کربنی و مدل تمکین برای زغال زیستی بیشترین انطباق را دارند. بر اساس پارامترهای ایزوترمی، حداکثر ظرفیت جذب (qmax) به ترتیب برای نانولوله کربنی و زغال زیستی از تحلیل مدل‌ها استخراج شد و نشان‌دهنده توانایی بالای هر دو جاذب در تثبیت مولکول‌های رنگ بود. پارامتر pH تأثیری در فرایند جذب نداشت. بررسی سینتیکی نشان داد مدل نفوذ درون‌ذره‌ای بهترین برازش را داشته و محدودیت انتقال جرم نقش مؤثری در فرایند جذب ایفا می‌کند. تحلیل پارامترهای ترمودینامیکی بیانگر گرماگیر و خودبه‌خودی بودن فرایند و افزایش بی‌نظمی سطحی بود. تصاویر FESEM و آنالیز EDS پس از جذب نیز نشان‌دهنده جذب مؤثر رنگ بر سطح جاذب‌ها بودند. نتایج این پژوهش نشان داد هر دو جاذب نانولوله کربنی و زغال زیستی توان بالایی در حذف رنگ‌های آلی دارند و مکانیسم نفوذ درون‌ذره‌ای نقش کلیدی در فرایند جذب ایفا می‌کند. همچنین تطابق قابل‌توجه مدل‌های فروندلیچ و تمکین با داده‌های تجربی نشان‌دهنده ماهیت ناهمگن سطوح جاذب‌ها است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>به‌کارگیری سیستم سرمایش هوای دینامیکی به‌منظور کاهش مصرف آب کولرهای آبی تبخیری تولیدی ایران</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_232578.html</link>
      <description>مصرف آب قابل‌ملاحظه کولرهای آبی تبخیری تولیدی ایران با توجه به کم‌آبی و کاهش منابع آب در کشور ایران بر همگان واضح است. از آنجایی که کولرهای آبی تبخیری تولیدی ایران طرح قدیمی داشته و از طرفی با شرایط اتمسفریک ایران که عمدتاً گرم و نیمه‌خشک است، تطابق خوبی داشته ولی از طرف دیگر با توجه به مصرف بالای آب در این کولرها و کمبود منابع آبی، خصوصاً در ایام تابستان، نیاز به انجام پژوهش‌های علمی بیشتر و به‌کارگیری ایده‌ها و تکنیک‌های جدید برای کاهش مصرف آب در این وسایل احساس می‌شود. در این پژوهش ابتدا سیستم جدید سرمایش دینامیکی هوا معرفی شد که توسط آن هوای اتمسفر را می‌توان بدون استفاده از سیستم‌های تبرید متداول امروزی تا دمای oC90- سرد کرد. سیستم سرمایش دینامیکی هوا یک روش کاملاً نوین و با نوآوری جدید در سطح جهانی است که بر پایه اصول علمی دینامیک گاز و ترمودینامیک قادر است در چند مرحله، سرعت هوای عبوری از این سیستم را به مقدار بالای صوت رسانده و بالطبع دمای هوای عبوری از سیستم یا انرژی محسوس آن را به‌نحو چشمگیری کاهش دهد. این سیستم ابتکاری در حال حاضر در سردخانه‌های صنعتی کاربری تجاری دارد. در این پژوهش با به‌کارگیری هوای سرد حاصل از این سیستم، دمای آب سیرکولاسیون در کولرهای آبی تبخیری کاهش چشمگیر یافت و بالطبع میزان مصرف آب در کولرهای آبی تبخیری کاهش یافت. همچنین نشان داده شد که با به‌کارگیری هوای سرد تولیدی از سیستم سرمایش دینامیکی، دمای آب سیرکولاسیون از دمای تر محیط هوا تا دمای oC 4 کاهش می‌یابد و در این شرایط بار سرمایشی و نسبت فصلی بازده انرژی به ترتیب 97 و 2/29 درصد افزایش و نرخ مصرف آب و مصرف ویژه آب به ترتیب 2/35 و 5/67 درصد کاهش می‌یابند. بنابراین با به‌کارگیری این سیستم در کولرهای آبی تبخیری تولیدی ایران، نرخ‌های مصرف آب و انرژی هم‌زمان به‌نحو چشمگیری کاهش می‌یابند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>The Role of Artificial Intelligence in Enhancing the Efficiency of Paved Drying Beds for Wastewater Sludge Treatment: A Comprehensive Review</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_234374.html</link>
      <description>Paved Drying Beds are a sustainable, low-energy technology for wastewater sludge dewatering, but their efficiency is hindered by long drying times and high land requirements, which are highly dependent on climatic and operational parameters. This comprehensive review synthesizes current research on the potential of Artificial Intelligence to optimize PDB performance. A systematic literature review was conducted, analyzing 32 key studies to evaluate the impact of parameters such as sludge depth, type, and climate on drying efficiency, and to assess the application of AI and machine learning techniques for process prediction and control. The thematic synthesis reveals that shallower sludge depths and favorable climatic conditions significantly reduce drying time. AI models, particularly Artificial Neural Networks and Gradient Boosting Machines, have demonstrated high accuracy in predicting complex sludge treatment processes like settleability and production. The review highlights the promise of hybrid models that integrate AI with physical principles to enhance robustness and generalizability. Despite this potential, significant challenges remain, including model-data mismatch, supernatant management, and a lack of real-world validation. This paper identifies critical future research directions, such as the development of real-time monitoring systems, the use of transfer learning to overcome data scarcity, and the creation of digital twins for adaptive PDB operation. By providing a critical framework for AI integration, this review aims to advance the sustainability, cost-effectiveness, and operational efficiency of PDBs within modern wastewater treatment plants.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تصفیه فاضلاب نفتی توسط فرایند انعقاد الکتریکی با استفاده از آلومینیوم بازیافتی به‌عنوان الکترود: بهینه‌سازی و ارزیابی اقتصادی فرایند</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_242274.html</link>
      <description>هدف این پژوهش ارزیابی اقتصادی و بهینه‌سازی فرایند انعقاد الکتریکی برای تصفیه یک نمونه فاضلاب واقعی حاصل از پالایش نفت با COD اولیه ۴۰۶ میلی‌گرم در لیتر با استفاده از آلومینیوم ضایعاتی به‌عنوان الکترود سوراخ‌دار (آند و کاتد) و انرژی خورشیدی دریافت شده توسط صفحه خورشیدی به‌منظور تأمین برق موردنیاز فرایند بود. پارامترهای زمان الکترولیز (صفر تا ۶۰ دقیقه)، چگالی جریان (۹۸/۶ تا ۹/۳۴ آمپر بر مترمربع) و فواصل الکترود (۱ تا ۵ سانتی‌متر) به روش پاسخ سطحی و طراحی مربعات مرکزی (با سه پارامتر اصلی در پنج سطح برای هر پارامتر) برای تعیین شرایط بهینه آزمایش‌ها، بررسی شد. نتایج آزمایش‌ها نشان‌دهنده اهمیت بیشتر فواصل الکترود در کنار چگالی جریان بود که به‌صورت مستقیم به تعداد و اندازه سوراخ‌های ایجاد شده بر روی الکترود وابسته بود. ارزیابی‌های اقتصادی نشان‌دهنده قابلیت استفاده از ضایعات آلومینیوم به‌عنوان جایگزینی برای آلومینیوم عادی بود که منجر به‌صرفه‌جویی در هزینه‌های عملیاتی شد. درنهایت شرایط بهینه برای انجام آزمایش‌ها در زمان الکترولیز ۴۸ دقیقه، چگالی جریان ۹۲/۲۷ آمپر بر مترمربع و فاصله الکترود ۲ سانتی‌متر به دست آمد. در این شرایط، درصد حذف COD و TDS به ترتیب معادل ۷۰ و ۳/۱۵ درصد حاصل شد که نسبتاً مطابق پیش‌بینی مدل طراحی شده (به ترتیب معادل ۷/۶۸ و ۱/۱۵ درصد) بود. طبق محاسبات انجام شده در این پژوهش و در نظر گرفتن هزینه‌های موردنیاز به‌منظور تأمین انرژی خورشیدی، با قیمت فعلی انرژی در ایران (شهر تهران)، استفاده از انرژی خورشیدی به‌منظور تأمین انرژی موردنیاز فرایند انعقاد الکتریکی در مقیاس کوچک توصیه نمی‌شود. از دلایل اصلی بهینه نبودن استفاده از انرژی خورشیدی در مقیاس‌های کوچک‌تر ارزانی برق صنعتی در کشور است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>&amp;shy;&amp;shy;Macroeconomic Implications of Virtual Water Imports in Iran: A Vector Autoregression Analysis, 2003&amp;ndash;2022</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_243112.html</link>
      <description>Water scarcity is a critical challenge for the global economy in the 21st century, particularly in arid and semi-arid countries such as Iran. Virtual water imports &amp;amp;ndash; the water embedded in imported goods &amp;amp;ndash; have emerged as an important mechanism to alleviate domestic water shortages. However, the macroeconomic implications of VWI remain underexplored, especially in resource-constrained economies. This study addresses this gap by analyzing the impact of VWI on key macroeconomic indicators in Iran over the period 2003&amp;amp;ndash;2022, including trade balance, GDP growth, government revenue, government expenditure, and foreign exchange reserves. To capture the dynamic interrelationships among these variables, the study employs a VAR model. The empirical strategy integrates both financial cost and opportunity cost perspectives to provide a comprehensive assessment of how VWI shocks propagate through the macroeconomic system. Standard time-series procedures, including unit root tests and information-criterion &amp;amp;ndash; based lag selection, are applied, followed by impulse response functions and forecast error variance decomposition to analyses the short &amp;amp;ndash; and long-run effects of VWI shocks. The estimation results indicate that VWI exerts a significant negative impact on Iran&amp;amp;rsquo;s trade balance, with a first-lag coefficient of &amp;amp;minus;0.18, and reduces foreign exchange reserves by 0.09% in the first period and an additional 0.04% in the second period. GDP growth is adversely affected, with a reduction of &amp;amp;minus;0.11 in the first lag, reflecting resource misallocation and diminished economic efficiency. In contrast, VWI contributes positively to government revenue in the short run, with a first-lag coefficient of +0.13, highlighting short-term fiscal benefits. The variance decomposition results further show that VWI shocks account for approximately 47% of the long-run fluctuations in the trade balance and 36% of the variability in economic growth. The findings highlight the dual nature of VWI: while they help mitigate immediate water scarcity, they simultaneously impose significant long-term economic and external-sector trade-offs. For Iran and similar water-scarce economies, these results underscore the need to reduce structural dependence on VWI through investment in water-efficient technologies, enhancement of agricultural productivity, and broader economic diversification. Aligning such strategies with the Sustainable Development Goals can strengthen macroeconomic resilience, preserve foreign exchange reserves, and support sustainable long-term growth.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
