<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله آب و فاضلاب</title>
    <link>https://www.wwjournal.ir/</link>
    <description>مجله آب و فاضلاب</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 21 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 21 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تصفیه فاضلاب نفتی توسط فرایند انعقاد الکتریکی با استفاده از آلومینیوم بازیافتی به‌عنوان الکترود: بهینه‌سازی و ارزیابی اقتصادی فرایند</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_242274.html</link>
      <description>هدف این پژوهش ارزیابی اقتصادی و بهینه‌سازی فرایند انعقاد الکتریکی برای تصفیه یک نمونه فاضلاب واقعی حاصل از پالایش نفت با COD اولیه ۴۰۶ میلی‌گرم در لیتر با استفاده از آلومینیوم ضایعاتی به‌عنوان الکترود سوراخ‌دار (آند و کاتد) و انرژی خورشیدی دریافت شده توسط صفحه خورشیدی به‌منظور تأمین برق موردنیاز فرایند بود. پارامترهای زمان الکترولیز (صفر تا ۶۰ دقیقه)، چگالی جریان (۹۸/۶ تا ۹/۳۴ آمپر بر مترمربع) و فواصل الکترود (۱ تا ۵ سانتی‌متر) به روش پاسخ سطحی و طراحی مربعات مرکزی (با سه پارامتر اصلی در پنج سطح برای هر پارامتر) برای تعیین شرایط بهینه آزمایش‌ها، بررسی شد. نتایج آزمایش‌ها نشان‌دهنده اهمیت بیشتر فواصل الکترود در کنار چگالی جریان بود که به‌صورت مستقیم به تعداد و اندازه سوراخ‌های ایجاد شده بر روی الکترود وابسته بود. ارزیابی‌های اقتصادی نشان‌دهنده قابلیت استفاده از ضایعات آلومینیوم به‌عنوان جایگزینی برای آلومینیوم عادی بود که منجر به‌صرفه‌جویی در هزینه‌های عملیاتی شد. درنهایت شرایط بهینه برای انجام آزمایش‌ها در زمان الکترولیز ۴۸ دقیقه، چگالی جریان ۹۲/۲۷ آمپر بر مترمربع و فاصله الکترود ۲ سانتی‌متر به دست آمد. در این شرایط، درصد حذف COD و TDS به ترتیب معادل ۷۰ و ۳/۱۵ درصد حاصل شد که نسبتاً مطابق پیش‌بینی مدل طراحی شده (به ترتیب معادل ۷/۶۸ و ۱/۱۵ درصد) بود. طبق محاسبات انجام شده در این پژوهش و در نظر گرفتن هزینه‌های موردنیاز به‌منظور تأمین انرژی خورشیدی، با قیمت فعلی انرژی در ایران (شهر تهران)، استفاده از انرژی خورشیدی به‌منظور تأمین انرژی موردنیاز فرایند انعقاد الکتریکی در مقیاس کوچک توصیه نمی‌شود. از دلایل اصلی بهینه نبودن استفاده از انرژی خورشیدی در مقیاس‌های کوچک‌تر ارزانی برق صنعتی در کشور است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعیین سینتیک حذف سولفید از پساب کاستیک دورریز با استفاده از کاویتاسیون هیدرودینامیکی</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_243975.html</link>
      <description>کمبود منابع آب شیرین و افزایش مصرف صنعتی، بازیافت و تصفیه فاضلاب را به ضرورتی جهانی تبدیل کرده است. در این میان، پساب ‌کاستیک دورریز حاصل از واحدهای پتروشیمی به ‌دلیل قلیائیت شدید، بار بالای سولفید و ایجاد بو و سمیّت، یکی از آلاینده‌های پرخطر محسوب می‌شود. دفع نامناسب این جریان، آلودگی آب‌های سطحی و زیرزمینی و نیز تهدید سلامت انسان و اکوسیستم‌های آبی را در پی دارد. ازاین‌رو توسعه فناوری‌های کارآمد و مقرون‌به‌صرفه برای حذف سولفید اهمیت فراوانی دارد. در این پژوهش، کارایی کاویتاسیون هیدرودینامیکی در حذف سولفید از پساب کاستیک دورریز بررسی شد. یک پایلوت نیمه‌صنعتی با مولد کاویتاسیون از نوع صفحه اریفیس طراحی و با فاضلاب سنتزی مشابه پساب واقعی راه‌اندازی شد. اثر فشار ورودی (3 تا 5 بار)، دمای اولیه (20 تا 40 درجه سلسیوس)، زمان ماند (صفر تا 120 دقیقه)، غلظت اولیه سولفید (5 تا 20 میلی‌گرم در &amp;amp;rlm;لیتر) و افزودن اکسیدان&amp;amp;rlm;ها (1000 میلی‌گرم در &amp;amp;rlm;لیتر H2O2 و 45 لیتر &amp;amp;rlm;بر دقیقه هوا) به‌طور سیستماتیک و با رویکرد تک فاکتوریل ارزیابی شد. نتایج نشان داد که در فشار بهینه 4 بار و دمای 30 درجه سلسیوس بیش از 90 درصد سولفید در کمتر از 60 دقیقه حذف شد و حذف کامل در مدت 90 دقیقه حاصل شد. افزایش زمان‌ماند موجب افزایش تعداد دفعات بازچرخش جریان (بیش از 70 مرتبه) و بهبود کارایی حذف شد. در غلظت اولیه 5 میلی‌گرم &amp;amp;rlm;در &amp;amp;rlm;لیتر، حذف کامل سولفید در کمتر از 60 دقیقه رخ داد، درحالی‌که در غلظت 20 میلی‌گرم &amp;amp;rlm;در &amp;amp;rlm;لیتر حدود 50 درصد حذف در 30 دقیقه نخست و حذف کامل پس از 90 دقیقه حاصل شد. افزودن هوا یا H2O2 به‌تنهایی بهبود قابل‌توجهی ایجاد نکرد، دوز بالای پراکسید بخشی از رادیکال‌های ●OH را به گونه‌های ضعیف‌تر ●HO2 تبدیل کرد و هوادهی بیش‌ازحد نیز شدت فروپاشی حباب‌ها را کاهش داد، درنتیجه ظرفیت اکسیداسیونی سیستم نسبت به HC خالص، پایین‌تر باقی ماند. داده‌ها با مدل‌های سینتیکی مرتبه صفر (R&amp;amp;sup2; = 0.89-0.99) و شبه‌مرتبه اول (R&amp;amp;sup2; = 0.85-0.98) تطابق داشتند و بازده کاویتاسیون برابر با 0025/0 میلی‌گرم &amp;amp;rlm;بر &amp;amp;rlm;ژول و هزینه تصفیه در شرایط بهینه حدود 44060 ریال به ازای هر مترمکعب پساب برآورد شد. یافته&amp;amp;rlm;ها نشان داد که کاویتاسیون هیدرودینامیکی، بدون نیاز به افزودن مواد شیمیایی، روشی کارآمد، مقرون‌به‌صرفه و پایدار برای حذف سولفید از پساب کاستیک دورریز با شوری بالا است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تخریب فتوکاتالیستی متیلن‌بلو با استفاده از کمپلکس‌های باز شیف وانادیوم N₂O₂ تثبیت‌ شده بر روی نانو کامپوزیت‌های Tl₂O₃-SiO₂</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_244963.html</link>
      <description>متیلن‌بلو رایج‌ترین ماده رنگی در جهان برای رنگ‌آمیزی پنبه، پشم و ابریشم با مصرف زیاد است که در پساب صنایع نساجی به مقدار زیاد یافت می‌شود. این رنگ کاتیونی، سمّی، سرطان‌زا و غیرقابل تجزیه زیستی است؛ بنابراین حذف آن از پساب، یکی از دغدغه‌های پژوهشگران است. با توجه به مشکلاتی که در استفاده از کاتالیزورهای همگن وجود دارد، در این پژوهش نانو کاتالیزگرهای جدید بر پایه اکسید تالیوم تثبیت شده روی بستر سیلیکا (Tl2O3-SiO2) که با کمپلکس‌های شیف باز N2O2 وانادیوم اصلاح شده است، سنتز و کارایی آن‌ها به‌عنوان کاتالیزگرهای ناهمگن در حذف متـیلن‌بلـو در پسـاب ارزیابی شد. برای شناسایی کامل این کمپلکس‌ها و نانو کامپوزیت از روش‌های FTIR، 1H NMR، EDX، XRD، TEM و FESEM استفاده شد. در مرحله بعد توانایی کاتالیزگرهای شیف باز- نانو کامپوزیت در حذف متیلن‌بلو توسط طیف‌سنجی UV-vis در بازه‌های زمانی مشخص بررسی و اثر عوامل مختلف تعیین شد. مقدار mg/L 2/0 به‌عنوان مقدار بهینه جاذب انتخاب شد. با توجه به نتایج آزمایش‌ها غلظت ppm100 متیلن‌بلو به‌عنوان غلظت بهینه انتخاب شد. 10=pH و زمان ۶0 دقیقه بهترین عملکرد ماده جاذب را نشان دادند. رنگ متیلن‌بلو با استفاده از فتوکاتالیزگرهای Tl2O3@SiO2.VL2 و Tl2O3@SiO2.VL1 به ترتیب با بازده 82 و 95 درصد تجزیه شد. VL1 و VL2 دارای گروه‌های برم (23/0&amp;amp;sigma;p&amp;amp;asymp;) و نیترو (68/0&amp;amp;sigma;p&amp;amp;asymp;) روی حلقه بنزن بودند؛ بنابراین به دلیل ثابت همت بزرگتر در VL1 کارایی جذب بیشتر است. نتایج آزمایشگاهی نشان داد سیستم Tl2O3@SiO2.VL1 دارای ظرفیت جذب mg/g 475 با بازدهی ۹۵ درصد است. فاکتور جدایی (RL) لانگمویر مقدار 88/0 را نشان داد که تأییدکننده مطلوب بودن فرایند جذب است. تثبیت کمپلکس‌های وانادیوم روی بستر معدنی نه‌تنها باعث افزایش پایداری کاتالیزگر و قابلیت بازیافت آن شده، بلکه به دلیل اثرات هم‌افزایی بین مراکز فلزی تالیوم و وانادیوم کارایی جذب را نسبت به جاذب‌های متداول تا 2 برابر افزایش داده است. این تخریب از سینتیک مرتبه اول تبعیت می‌کند. ماده جاذب تکرارپذیری نسبتاً خوبی را از خود نشان داد. این نانو جاذب به‌عنوان یک گزینه کارآمد و پایدار برای تصفیه پساب‌های صنعتی پیشنهاد می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی کارایی فتوکاتالیستی نانو کامپوزیت g-C3N4/TiO2 در تصفیه رنگ ائوزین Y از محلول‌های آبی تحت تابش نور مرئی</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_245312.html</link>
      <description>آلودگی آب‌های سطحی و زیرزمینی توسط مواد شیمیایی و فاضلاب، تهدیدی جدی برای سلامت جوامع و اکوسیستم‌ها است. رنگ‌های مصنوعی، آلاینده‌های مقاوم و ساختار سختی دارند. رنگ ائوزین Y که در رنگ‌آمیزی بافت‌ها استفاده می‌شود، معمولاً بدون تصفیه وارد فاضلاب می‌شود و به سلامت انسان و محیط‌زیست آسیب می‌زند. در سال‌های اخیر، استفاده از فتوکاتالیست‌ها به دلیل عملکرد مناسب و سازگاری با محیط‌زیست، موردتوجه ویژه پژوهشگران قرار گرفته است. کربن‌ نیترید گرافیتی به‌عنوان یک فتوکاتالیست غیرفلزی با ویژگی‌هایی مانند پایداری شیمیایی بالا، سمیّت کم، دسترسی آسان و قابلیت فعالیت در نور مرئی شناخته می‌شود. بااین‌حال، این ماده معایبی همچون بازترکیبی سریع الکترون- حفره، نسبت وزن زیاد نسبت به کارایی و جذب کم نور مرئی دارد. برای بهبود عملکرد آن، از پسماند دی‌اکسید تیتانیوم حاصل از فرایند کلاوس در پالایشگاه گازی استفاده شده است. در این پژوهش، تأثیر عوامل مختلفی مانند pH، نسبت دی‌اکسید تیتانیوم به کربن ‌نیترید گرافیتی، دوز فتوکاتالیست و دمای محلول رنگ بر کارایی حذف رنگ بررسی شد. به این صورت که برای بررسی هر فاکتور مقدار 30 میلی‌گرم از فتوکاتالیست سنتز شده در 100 میلی‌لیتر محلول رنگ ائوزین Y تحت تابش لامپ مرئی 200 وات آزمایش شد. تصاویر FESEM نیز حضور نانو ذرات دی‌اکسید تیتانیوم را روی صفحات کربن نیترید گرافیتی تأیید کرده‌اند. گروه‌های عاملی مواد با استفاده از آنالیز FTIR شناسایی شدند. آنالیز DRS نشان داد که نانو کامپوزیت g-C3N4/TiO2 کاهش باند گپ را دارد. حضور عناصر C، N، O و Ti در فتوکاتالیست با آنالیز EDAX تأیید شد. در شرایط بهینه تحت نور مرئی، میزان حذف برای این رنگ بیش از 97 درصد گزارش شد. فتوکاتالیست با نسبت 2 به 1، g-C3N4 به TiO2 پایداری قابل‌توجهی نشان داد و پس از 8 چرخه متوالی توانست بیش از 90 درصد رنگ ائوزین Y را حذف کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استفاده از روش بیوراکتور غشایی برای حذف آلاینده‌ها از پساب تصفیه‌خانه فاضلاب صنعتی</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_245427.html</link>
      <description>با توجه به تشدید کم‌آبی و افزایش تقاضای آب، استفاده مجدد از پساب‌های صنعتی تصفیه‌ شده می‌تواند به‌عنوان یک منبع پایدار آب موردتوجه قرار گیرد. هدف این پژوهش ارزیابی عملکرد یک بیوراکتور غشایی در مقیاس آزمایشگاهی برای ارتقای کیفیت پساب خروجی تصفیه‌خانه فاضلاب صنعتی شهرک صنعتی شکوهیه به‌منظور استفاده مجدد بود. تمرکز پژوهش بر تحلیل هم‌زمان حذف جامدات معلق، کاهش بار آلی و بررسی محدودیت فرایند در کاهش املاح محلول بود تا قابلیت استفاده مجدد پساب از منظر کیفیت نهایی مصرف ارزیابی شود. راکتور پلکسی‌گلاس با حجم مفید ۳۲ لیتر به‌صورت مداوم به مدت ۳۵ روز بهره‌برداری شد و دبی خوراک ۴ لیتر بر ساعت تنظیم شد (HRT&amp;amp;asymp;8 ساعت) .جداسازی جامدات با غشای اولترافیلتراسیون تخت با حد برش ۱۵۰ کیلو دالتون انجام شد. در طول بهره‌برداری، نمونه‌برداری از ورودی و خروجی انجام شد و پارامترهایCOD ، TSS و TDS بر اساس روش‌های استاندارد اندازه‌گیری شدند. نتایج نشان داد میانگین COD از ۳۲۱ به ۶۸ میلی‌گرم در لیتر کاهش یافت (۷۹ درصد حذف) و میانگین TSS از ۹۹ به ۲ میلی‌گرم در لیتر رسید (۹۸ درصد حذف). همچنین TDS از ۱۱۳۴ به ۹۶۰ میلی‌گرم در لیتر کاهش یافت (حدود ۱۵ درصد کاهش) که با محدودیت ذاتی غشای اولترافیلتراسیون در حذف املاح محلول سازگار است؛ بنابراین، در کاربردهایی که کاهش بیشتر املاح ضروری باشد، استفاده از فرایندهای تکمیلی مانند نانوفیلتراسیون یا اسمز معکوس پیشنهاد می‌شود. به‌طورکلی، MBR موردبررسی توانایی بالایی در حذف جامدات معلق و کاهش بار آلی داشته و می‌تواند برای برخی کاربردهای استفاده مجدد، با توجه به الزامات کیفی مقصد، گزینه‌ای اطمینان‌بخش باشد. پایش ۳۵ روزه، روند عملکرد سامانه را در شرایط پساب واقعی نشان داد و نتایج می‌تواند مبنایی برای طراحی و ارزیابی آزمایش‌های بلندمدت‌تر در مقیاس پایلوت در ادامه باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>به‌کارگیری سیستم سرمایش هوای دینامیکی به‌منظور کاهش مصرف آب کولرهای آبی تبخیری تولیدی ایران</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_232578.html</link>
      <description>مصرف آب قابل‌ملاحظه کولرهای آبی تبخیری تولیدی ایران با توجه به کم‌آبی و کاهش منابع آب در کشور ایران بر همگان واضح است. از آنجایی که کولرهای آبی تبخیری تولیدی ایران طرح قدیمی داشته و از طرفی با شرایط اتمسفریک ایران که عمدتاً گرم و نیمه‌خشک است، تطابق خوبی داشته ولی از طرف دیگر با توجه به مصرف بالای آب در این کولرها و کمبود منابع آبی، خصوصاً در ایام تابستان، نیاز به انجام پژوهش‌های علمی بیشتر و به‌کارگیری ایده‌ها و تکنیک‌های جدید برای کاهش مصرف آب در این وسایل احساس می‌شود. در این پژوهش ابتدا سیستم جدید سرمایش دینامیکی هوا معرفی شد که توسط آن هوای اتمسفر را می‌توان بدون استفاده از سیستم‌های تبرید متداول امروزی تا دمای oC90- سرد کرد. سیستم سرمایش دینامیکی هوا یک روش کاملاً نوین و با نوآوری جدید در سطح جهانی است که بر پایه اصول علمی دینامیک گاز و ترمودینامیک قادر است در چند مرحله، سرعت هوای عبوری از این سیستم را به مقدار بالای صوت رسانده و بالطبع دمای هوای عبوری از سیستم یا انرژی محسوس آن را به‌نحو چشمگیری کاهش دهد. این سیستم ابتکاری در حال حاضر در سردخانه‌های صنعتی کاربری تجاری دارد. در این پژوهش با به‌کارگیری هوای سرد حاصل از این سیستم، دمای آب سیرکولاسیون در کولرهای آبی تبخیری کاهش چشمگیر یافت و بالطبع میزان مصرف آب در کولرهای آبی تبخیری کاهش یافت. همچنین نشان داده شد که با به‌کارگیری هوای سرد تولیدی از سیستم سرمایش دینامیکی، دمای آب سیرکولاسیون از دمای تر محیط هوا تا دمای oC 4 کاهش می‌یابد و در این شرایط بار سرمایشی و نسبت فصلی بازده انرژی به ترتیب 97 و 2/29 درصد افزایش و نرخ مصرف آب و مصرف ویژه آب به ترتیب 2/35 و 5/67 درصد کاهش می‌یابند. بنابراین با به‌کارگیری این سیستم در کولرهای آبی تبخیری تولیدی ایران، نرخ‌های مصرف آب و انرژی هم‌زمان به‌نحو چشمگیری کاهش می‌یابند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>The Role of Artificial Intelligence in Enhancing the Efficiency of Paved Drying Beds for Wastewater Sludge Treatment: A Comprehensive Review</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_234374.html</link>
      <description>Paved Drying Beds are a sustainable, low-energy technology for wastewater sludge dewatering, but their efficiency is hindered by long drying times and high land requirements, which are highly dependent on climatic and operational parameters. This comprehensive review synthesizes current research on the potential of Artificial Intelligence to optimize PDB performance. A systematic literature review was conducted, analyzing 32 key studies to evaluate the impact of parameters such as sludge depth, type, and climate on drying efficiency, and to assess the application of AI and machine learning techniques for process prediction and control. The thematic synthesis reveals that shallower sludge depths and favorable climatic conditions significantly reduce drying time. AI models, particularly Artificial Neural Networks and Gradient Boosting Machines, have demonstrated high accuracy in predicting complex sludge treatment processes like settleability and production. The review highlights the promise of hybrid models that integrate AI with physical principles to enhance robustness and generalizability. Despite this potential, significant challenges remain, including model-data mismatch, supernatant management, and a lack of real-world validation. This paper identifies critical future research directions, such as the development of real-time monitoring systems, the use of transfer learning to overcome data scarcity, and the creation of digital twins for adaptive PDB operation. By providing a critical framework for AI integration, this review aims to advance the sustainability, cost-effectiveness, and operational efficiency of PDBs within modern wastewater treatment plants.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Development of an Individual Hydro-Edge Flow Direction Tool in ArcGIS Environment: A Novel Extension for Looped Water Distribution Networks Using LiDAR-Derived Elevation Data</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_245592.html</link>
      <description>Accurate determination of flow direction in water distribution networks is a fundamental prerequisite for hydraulic modeling, leakage detection, valve isolation, and network maintenance. While ArcGIS Utility Network Analyst provides robust tools for tree-like (branched) networks, it fundamentally fails to assign determinate flow direction in looped configurations due to the absence of inherent downstream topology. This study addresses this critical gap by developing a novel custom extension, the "Individual Flow Direction Tool," which integrates high-resolution LiDAR-derived digital elevation models with geometric network intelligence to assign flow direction on a per-hydro-edge basis. The research methodology comprises four integrated phases. First, a comprehensive geodatabase was designed incorporating 12 feature classes (pipelines, valves, fittings, hydrants, reservoirs, meter-boxes) with predefined subtypes, attribute domains, and connectivity rules. Second, a 1m-resolution DEM and subsequent 3D surface model were generated from airborne LiDAR data (decimeter accuracy). Third, Z-values were extracted for all junction endpoints using the "Extract Values to Points" tool. Fourth, the IFD Tool-developed as a custom ArcGIS add-in-was programmed to evaluate each edge individually based on the comparative Z-values of its two terminal junctions, iteratively propagating flow determination through complex loop systems. The tool was validated against field-verified flow data from Syarikat Air Johor Holdings for 14 interconnected loops comprising 3.7 km of PVC pipelines (D=150mm, C=150) in Taman Mutiara Rini, Malaysia. The IFD Tool successfully assigned flow direction to 100% of network edges. Comparative analysis revealed 79% agreement (1,428 out of 1,807 edges) between LiDAR-based flow assignments and SAJH field data, with 21% disagreement primarily concentrated within loop interiors rather than source-sink trunks. Hardy-Cross verification confirmed hydraulic balance in all disagreed edges, demonstrating that the Hardy-Cross method can yield multiple valid flow solutions for a given looped network. Consequently, the 21% disagreement does not indicate a methodological flaw; rather, it reflects the existence of multiple hydraulically balanced flow regimes. The SAJH field data captures the specific operational state influenced by undocumented interventions (e.g., booster pumps, partially closed valves), while the IFD Tool provides the topographically natural baseline. This research presents the first documented ArcGIS extension specifically designed for looped-network flow assignment using topographic intelligence. The IFD Tool transforms WDN management by enabling scientific, reproducible flow determination independent of subjective engineering judgment. Based on this specific case study (flat terrain, uniform PVC pipes), the methodology is estimated to reduce utility expenditure on flow direction field verification by 70-80%. However, further validation across diverse topographic conditions and pipe materials is required to generalize this estimate.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی ریسک زیست‌محیطی و شاخص خطر سلامت انسان در رودخانه گرگان‌رود توسط حشره‌کش‌های پیرتروئیدی</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_247238.html</link>
      <description>سایپرمترین و پرمترین دو ترکیب پرمصرف از حشره‌کش‌های پیرتروئیدی در کشاورزی و مدیریت آفات خانگی هستند که به دلیل پایداری نسبی و تمایل بالا در اتصال به ذرات رسوبی، می‌توانند از طریق فاضلاب شهری و رواناب‌های کشاورزی وارد منابع آب سطحی شوند. هدف این پژوهش، ارزیابی ریسک زیست‌محیطی و شاخص خطر سلامت انسان بر مبنای غلظت‌های سموم سایپرمترین و پرمترین در رودخانه گرگان رود بود. نمونه‌برداری در پنج ایستگاه و در دو فصل بهار و تابستان ۱۴۰۳ با تکرار 3 بار در هفته انجام شد. بعد از استخراج فاز جامد، آنالیز نمونه‌ها توسط دستگاه HPLC انجام شد. حد تشخیص بر اساس نسبت سیگنال به نویز (S/N=3) و با استفاده از داده‌های دستگاه HPLC استفاده شده در این پژوهش تعیین شد. نتایج نشان داد که پرمترین در هیچ‌یک از نمونه‌ها وجود نداشت، درحالی‌که سایپرمترین از ایستگاه بالادست به پایین‌دست رودخانه خصوصاً در تابستان روند افزایشی داشت (حداکثر ppm 43/0). بعلاوه، افزایش غلظت سایپرمترین با افزایش EC، TDS، دمای آب و کاهش اکسیژن محلول همراه بود. ارزیابی ریسک زیست‌محیطی نشان داد که در فصل تابستان نسبت PEC/PNEC در ایستگاه بصیرآباد به آستانه هشدار نزدیک شده است (22/0)، درحالی‌که سایر ایستگاه‌ها در سطح ریسک پایین‌تری قرار داشتند. شاخص خطر سلامت برای انسان در همه ایستگاه‌ها کمتر از 1 بود و نشان‌دهنده خطر غیر سرطانی مستقیم از طریق مصرف آب بود. این پژوهش با ارائه شواهد تجربی، لزوم مدیریت یکپارچه منابع آب برای کاهش مواجهه اکولوژیک با پیرتروئیدها را برجسته می‌کند و بر ضرورت تدوین راهبردهای مدیریتی مبتنی بر پایش مستمر و کاهش بار آلاینده‌ها در رودخانه گرگان رود تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی گزینه‌های پایدار تأمین آب آشامیدنی در مناطق خشک و نیمه‌خشک با رویکرد تصمیم‌گیری چندمعیاره گروهی</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_247566.html</link>
      <description>تغییرات اقلیمی، کاهش کمّی و کیفی منابع آب و افزایش تقاضای مصرف، از مهم‌ترین چالش‌های مدیریت پایدار آب آشامیدنی به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک به شمار می‌روند. این شرایط ضرورت بازنگری در شیوه‌های متداول تأمین و توزیع آب شرب و حرکت به‌سوی راهکارهای پایدارتر را بیش‌ازپیش آشکار ساخته است. کلان‌شهر تبریز به دلیل اقلیم نیمه‌خشک، رشد جمعیت و وابستگی قابل‌توجه به انتقال بین‌حوزه‌ای آب، در سال‌های اخیر با چالش‌های جدی در تأمین پایدار آب آشامیدنی مواجه بوده است. ازاین‌رو، این پژوهش باهدف ارزیابی و مقایسه سناریوهای جایگزین توزیع آب آشامیدنی مبتنی بر تفکیک آب شرب از آب بهداشتی انجام شد. در آن پنج سناریوی شبکه توزیع مجزا، ایستگاه‌های محلی برداشت آب، سیستم‌های تصفیه خانگی، آب بسته‌بندی در ظروف یک‌بارمصرف و آب بسته‌بندی در ظروف چندبارمصرف با استفاده از رویکرد تصمیم‌گیری چندمعیاره گروهی مبتنی بر مدل تحلیل شبکه‌ای و تصمیم‌گیری فازی در نرم‌افزار GFDM ارزیابی شدند و برای رتبه‌بندی نهایی سناریوها از روش جمع وزنی ساده استفاده شد. ارزیابی سناریوها بر اساس پنج معیار اصلی فنی، اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و سیاسی و ۱۸ زیرمعیار کلیدی انجام شد که ازجمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به شاخص‌هایی مانند ردپای کربن و مقبولیت عمومی اشاره کرد. داده‌های موردنیاز از طریق نظرات خبرگان و تحلیل ۶۵۹ پرسشنامه مردمی گردآوری شد. نتایج نشان داد که معیارهای فنی (1157/0)، اقتصادی (1089/0) و اجتماعی (1073/0) بیشترین اهمیت را از دیدگاه تصمیم‌گیران دارند، درحالی‌که معیار سیاسی کمترین وزن را به خود اختصاص داده است. همچنین، سناریوی شبکه توزیع مجزا با کسب امتیاز 8014/0 به‌عنوان پایدارترین گزینه شناسایی شد و در اغلب معیارهای ارزیابی عملکرد برتری نسبت به سایر سناریوها داشت. نتایج این پژوهش نشان ‌داد که تصمیم‌گیری در حوزه مدیریت پایدار آب آشامیدنی نیازمند رویکردی جامع و چندبعدی همراه با مشارکت ذی‌نفعان است. این پژوهش با ارائه چارچوبی مبتنی بر GMCDM برای ارزیابی هم‌زمان سناریوهای مختلف توزیع آب آشامیدنی و با در نظر گرفتن مجموعه‌ای جامع از معیارهای ارزیابی، در یک کلان‌شهر نیمه‌خشک، می‌تواند به‌عنوان مبنایی برای برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری در سایر مناطق دارای تنش آبی و شرایط اقلیمی مشابه استفاده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پهنه‌بندی و تحلیل مکانی به‌عنوان پیش‌نیاز مکان‌یابی بهینه تصفیه‌خانه فاضلاب در GIS (مطالعه موردی: اصفهان)</title>
      <link>https://www.wwjournal.ir/article_248431.html</link>
      <description>امروزه مدیریت آب با استفاده از منابع آب غیرمتعارف برای کاهش فشار بر منابع آب طبیعی محلی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از گسترده‌ترین منابع آب غیرمتعارف، فاضلاب تصفیه ‌شده یا پساب است که موضوع تحقیقاتی مختلفی بوده و مزایای آن به‌طور جهانی شناخته شده است. در فرایند استفاده از پساب، محل احداث تصفیه‌خانه‌ فاضلاب اهمیت فراوانی دارد. برای تعیین مکان‌های بهینه برای احداث تصفیه‌خانه فاضلاب، پهنه‌بندی کلان مناطق مجاز و غیرمجاز بر اساس معیارهای مختلف مؤثر اهمیت زیادی دارد. در این پژوهش ضمن بررسی معیارهای لازم در پهنه‌بندی، نواحی مجاز و غیرمجاز برای ساخت تصفیه‌خانه فاضلاب در شهر اصفهان با تعریف مهم‌ترین معیارهای مکان‌یابی در نرم‌افزارGIS تعیین شد. برای این هدف از 9 معیار محدودیت شامل وضعیت توپوگرافی، رودخانه‌ها، پهنه‌بندی سیل 25 ساله، گسل‌ها، خطوط انتقال نیرو، شبکه حمل‌ونقل، مناطق حفاظت ‌شده، مناطق مسکونی شهری و روستایی و نقاط جمعیتی استفاده شد. نتایج نشان داد که از کل مساحت منطقه مورد مطالعه، حدود 90/612 کیلومترمربع (13/39 درصد) برای ساخت تصفیه‌خانه فاضلاب مناسب و 55/953 کیلومترمربع (89/60 درصد) نامناسب است. همچنین نتایج بیانگر تأثیر قابل‌توجه محدودیت‌های نقاط جمعیتی و مناطق مسکونی شهری و روستایی بر الگوی تناسب مکانی بود. بیشترین درصد اراضی نامناسب مربوط به تراکم جمعیت (67/45 درصد)، مناطق شهری (65/34 درصد) و مراکز جمعیتی (09/29 درصد) است. در مقابل، کمترین سهم اراضی نامناسب مربوط به راه‌های فرعی (25/0 درصد) مناطق حفاظت ‌شده (65/0 درصد) و سپس خطوط انتقال نیرو (91/0 درصد) است. بر اساس نتایج پهنه‌بندی، مکان فعلی یکی از تصفیه‌خانه‌های فاضلاب موجود در پهنه‌ی غیرمجاز قرار گرفته است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
